رجز بخوان! که بترسند! یادگار برادر!

رجز بخوان! که بترسند! یادگار برادر!
تیر 31, 1404
28 بازدید

رجز بخوان! که بترسند! یادگار برادر! خزان مباد گلستانت ای بهار برادر از این طرف نگران دوچشم حضرت قاسم(ع) از آن طرف به نگاهی در انتظار برادر نگاه خیره ی دشمن به واژه های ثقیلت نگاه گرم عمو هم به سمت یار برادر بخوان بخوان که بپرسد تو کیستی؟ و بگو که منم ستاره ی […]

رجز بخوان! که بترسند! یادگار برادر!

خزان مباد گلستانت ای بهار برادر

از این طرف نگران دوچشم حضرت قاسم(ع)

از آن طرف به نگاهی در انتظار برادر

نگاه خیره ی دشمن به واژه های ثقیلت

نگاه گرم عمو هم به سمت یار برادر

بخوان بخوان که بپرسد تو کیستی؟ و بگو که

منم ستاره ی محشر که در کنار برادر…

به زخم های تنت که هنوز نرم و جوان است

بگو که حادثه ای غم در انتظار جهان است

دوباره چرخش شمشیر و ترس قوم مقابل

بخوان رجز که نباشد یوم کیوم مقابل

به روی فرق سر تو فرود آمده شمشیر

و در زمانه ی ما هم صدای ناله ی زنجیر

عمو به سمت نگاهت دوان و دوان و هراسان

ببین که شیر شجاع تو غالب است به میدان

چنان گرفته دلش که در این زمانه نماند

به فکر این که تو را هم به خیمه ها برساند

.

.

بگو به حالت گرمی میان سردی میدان

عمو! قرار دوباره بهشت، روضه ی رضوان

گیتی بین نوریه- دانش آموز- رشت/دوره33